محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )
9
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )
اسماعيل ( ع ) را رسول و نبى شمرده است : « وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ إِسْماعِيلَ إِنَّهُ كانَ صادِقَ الْوَعْدِ وَ كانَ رَسُولًا نَبِيًّا » . « 1 » و در اين آيه لوط را : « وَ إِنَّ لُوطاً لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ » . « 2 » نيز در اين آيه يونس را : « وَ إِنَّ يُونُسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ » « 3 » ، [ با آن كه اسماعيل و لوط و يونس كتاب نداشتهاند . ] گروه سومى گفتهاند : از ميان انبيا ، رسول كسى است كه خداوند او را با دينى تازه برمىانگيزد تا مردم را بدان فراخواند ؛ و نبى ، رسول نيست . [ و خود دينى تازه نمىآورد ] بلكه مردم را به همان دين پيامبر پيشين فرامىخواند ، مانند آن دسته از پيامبران بنى اسرائيل كه در ميانهء روزگار موسى و عيسى - عليهما السلام - مردم را به دين موسى فرا مىخواندند و از اينروست كه گفتهاند : هر رسولى نبى نيز هست ، اما هر نبى رسول نيست . « 4 » البته اين تيميه بر اين است كه اين تازه آوردن ، بايستهء رسول نيست . [ و رسولانى بودهاند كه مردم را به دين پيامبران پيش از خود فرا مىخواندهاند ] ، مانند يوسف كه گرچه رسول بود ، بر دين ابراهيم بود . نيز مانند داوود و سليمان كه اگرچه رسول بودند ، اما بر دين موسى و شريعت تورات بودند . « 5 » و خداوند از زبان مؤمن آل فرعون مىفرمايد : « وَ لَقَدْ جاءَكُمْ يُوسُفُ مِنْ قَبْلُ بِالْبَيِّناتِ فَما زِلْتُمْ فِي شَكٍّ مِمَّا جاءَكُمْ بِهِ حَتَّى إِذا هَلَكَ قُلْتُمْ لَنْ يَبْعَثَ اللَّهُ مِنْ بَعْدِهِ رَسُولًا - از پيش يوسف براى شما معجزهها و نشانههايى آورده بود و شما همچنان در آنچه او برايتان آورده بود ، بدگمان بوديد تا آنگاه كه درگذشت ، گفتيد : پس از او خداوند رسولى نخواهد فرستاد » . « 6 » گروه چهارمى نيز بر اينند چون واژههاى نبى و رسول دو واژهء جداگانهاند ، خود آنان نيز جدا و دوگانه خواهند بود . چرا كه دوگانگى نامها نشان از دوگانگى دارندگان آن نامها نيز هست . اينان گفتهاند ، رسول پايگاهى والاتر از نبى دارد ، چرا كه خداوند ، فرشتگان را رسول خوانده است ، اما نبى نخوانده است . اينان خود دربارهء دوگانگى نبى و رسول سه ديدگاه دارند : 1 - رسول پيامبرى است كه فرشته به دو وحى مىآورد و نبى پيامبرى است كه در خواب به دو
--> ( 1 ) . سورهء مريم ، آيهء 54 . ( 2 ) . سورهء صافات ، آيهء 133 . ( 3 ) . سورهء صافات ، آيهء 139 . ( 4 ) . تفسير بيضاوى ، 2 / 95 - 96 ؛ تفسير قرطبى ، 4472 ؛ طحاوى ، همان ، 167 ؛ عبد الحليم محمود ، فى رحاب الانبياء و الرسل ، قاهره ، 1977 م ، 42 ؛ تفسير المنار ، 9 / 194 - 195 . ( 5 ) . ابن تيميه ، همان ، 173 . ( 6 ) . سورهء غافر ، آيهء 34 .